أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

103

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

كه : اوّل درخت كه در زمين برست سمره بود و دروغ گفتى اوّل درخت كه بر زمين برست عجوه بود نوعى از خرماست ، و اوّل چشمهء آب شما ميگوئيد كه : چشمهء بيت المقدّس بود دروغ ميگوئيد كه آن چشمه بود كه صاحب موسى درو ماهى بشست و ماهى زنده شد ، و اوّل سنگى كه بر زمين نهادند شما گوئيد كه : آنست كه : در بناى بيت المقدّس نهاده‌اند و خلاف ميگوئيد كه آن سنگ حجر الأسود بود كه جبرئيل از بهشت بآدم آورد و له لسان ذلق يشهد لمن وافاه يوم القيامة و فرداى قيامت او را زبانى فصيح بود گواهى دهد براى آنكس كه به او آمده باشد ، جهود گفت : اشهد أنّه إملاء موسى و كتاب هارون ، گواهى دهم كه : جمله إملاى موسى و كتاب هارون است ، گفت : سه ماند گفت : بگوى گفت : اخبرنى عن موضع نبيّكم في الجنّة ، مرا خبر ده از موضع پيغمبر شما در بهشت ؟ - گفت : قضيب غرسه اللّه في أعلى علّيّين ثم قال له : كن فكان جنّات عدن ، گفت : قضيبى و شاخى خداى تعالى بدست قدرت خويش آن را در أعلى علّيّين بنشاند آنگه آن را گفت : بباش بهشت عدن شد گفت : إملاء موسى و كتاب هارونست گفت : خبر ده مرا تا با او كه باشد آنجا ؟ - گفت : اثنا - عشر من أهل بيته يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و لا يخافون في اللّه لومة لائم ، با او دوازده كس از اهلبيت او باشند كه امر بمعروف كنند و نهى از منكر و از ملامت هيچ ملامت كننده نترسند گفت : راست گفتى إملاء موسى و كتاب هارون است گفت : خبر ده مرا از وصىّ او تا از پس او چند سال بماند ؟ - امير المؤمنين عليه السّلام عقد بيده ثلاثين ، بدست سى بگرفت يعنى سى سال ، گفت : يك مسئله ماند مرا اگر جواب دهى ايمان آرم گفت : ماهى ؟ - آن چيست ؟ - گفت : أخبرنى عن وصيّه أ يموت أم يقتل ؟ - خبر ده از وصىّ او مرا تا بمرگ بميرد يا او را بكشند ؟ - امير المؤمنين گفت : عليه السّلام لا بل يخضب هذه من هذه و وضع يده على لحيته و رأسه ، لا بلكه اين را ازين خضاب كنند و اشارت كرد بدست فراسر و محاسن خويش ، جهود ايمان آورد و از جملهء موالى او شد و گفت : أشهد أن لا إله الّا اللّه و أنّ محمّدا رسول اللّه و أنّك وصىّ رسوله ، معنى آيت آنست كه شما بهترين امّت‌ايد بنزديك خداى در لوح محفوظ كه بيرون آوردند ايشان را يعنى بيافريدند ايشان را از براى مردمان و اين صفت امامان و مقتدايان باشد براى آنكه هر يكى نه امام و پيغمبراند براى خود آفريدند و او را با كس كار نباشد مگر پيغمبر